رضا رحمتى / عبد الحسين بينش

34

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)

جنگ ديدند پيش خود اين‌چنين مىگويند : اين فرماندهء كل عرب و ريشه و اساس آن است ، بايد تمام همّت و تلاش خود را به كار بريم تا او و سپاهش را نابود كنيم . بنابر اين ، حضور تو در جبهه مايهء جرأت دشمن است . اما از گزارشى كه دربارهء زيادى نفرات دشمن داده‌اند واهمه نداشته باش ، زيرا مىدانى كه ما در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با اعتماد به زيادى نفراتمان نمىجنگيديم ، بلكه با توكل به خدا ، نبرد مىكرديم . عمر از اين پيشنهاد و اظهار نظر اميرمؤمنان خرسند شد و آن را پذيرفت . « 1 » ابوبكر نيز مردد بود كه آيا با سپاهيان روم بجنگد يا نه ، اميرمؤمنان عليه السلام او را به جنگ تشويق كرد و فرمود : « انْ فَعَلْتَ ظَفَرْتَ » اگر با آنان بجنگى ، پيروز خواهى شد . ابوبكر گفت : بشارت به پيروزى دادى و به دنبال فرمايش امام ، سپاه اسلام را متوجه روم كرد و به پيروزىهايى دست يافت . « 2 » نمونهء ديگر : هنگامى كه مردم نزد آن حضرت رفته و از رفتار ناعادلانهء عثمان شكايت كردند ، امام پيش وى رفت و پس از ابلاغ مواضع مردم به ارشاد و راهنمايى او پرداخت و خطر اطرافيان فاسد را گوشزد كرده فرمود : فَلا تَكُونَنَّ لِمَروانَ سَيِّقَةً يَسُوقُكَ حَيْثُ شاءَ بَعْدَ جَلالِ السِّنِ وتَقَضِّى الْعُمْرِ ! ! « 3 »

--> ( 1 ) - كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 7 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 124 . ( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 122 - 134 . ( 3 ) - نهج‌البلاغه ، صبحى صالح ، خطبه 164 ، ص 235 .